سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

338

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

كس را كه خواست آزاد كند و دليل اين حكم روايت حسن صيقل از مولانا الصّادق عليه السّلام عين همين مسئله را مىباشد . ولى اين روايت سندش ضعيف است و اگر اين ضعف نميبود جمع بين اخبار با آن مىتوانستيم بنمائيم به اين بيان كه قرعه را حمل بر استحباب مىنموديم . مرحوم مصنّف در كتاب شرح ارشادش تخيير را اختيار فرموده و مدركش بر اين فتوى جمع بين اخبار مىباشد با اينكه خود ايشان به ضعف خبر مذكور معترف مىباشند . و بسا بعضى فرموده‌اند : نذر باطل است زيرا صيغه مفيد و مدّت بوده و از آن اينطور استفاده مىشود كه معتق واحد است در حالى كه فرض آنست كه عبيد متعدد مىباشند پس موضوع نذر منتفى است قهرا بايد باطل باشد . و بسا بعضى ديگر فرموده‌اند : تمام را بايد آزاد نمود زيرا عنوان [ اوليّت ] به تمام صادق است و مثال اين مورد همچون جائى است كه شخص بگويد : من سبق فله كذا ( كسى كه سبقت گرفت و جلو افتاد براى او فلان مال مىباشد ) . و در مسابقه جماعتى از دسته ديگر سبقت گرفتند حكم در اينجا آن است كه به تمام جماعت سبقت گيرنده بايد جايزه داد و چون مورد بحث نيز مانند اين مثال است پس بايد همگى آزاد شوند . شارح ( ره ) مىفرماين : فرق بين مورد بحث و اين مثال واضح و روشن است و آن اينستكه كلمه [ من ] بدون ترديد و احتمالى موصوله بوده و مفيد عموم است بخلاف